یه تفریح سالم داشتیم که اونم ازمون گرفتن!
یه تفریح کم خرج و کم ضرر.
تلفن رو برمی داشتیم و هر شماره ای که به ذهنمون می رسید می گرفتیم و ..........
بوق.... بوق
الو.......بله.........بفرمایید.......
فوت........
الو..........الو..........
فوت.........فوت............
مریضی؟
فوت.............فوت..........فوت..
کرم داری؟
فوت........فوت.........فوت...........فوت.......
.......ع....ضی بی پدر و مادر بی فرهنگ
هه هه هه هه هه هه ! ![]()
حالا اومدن آیدی کالر ساختن که چی؟
شمارمون صاف می افته رو تلفن طرف که چی؟
اینم شد مملکت؟ اصلا تو این کشور آزادی وجود نداره!
سه تا پست بدون نظر !![]()
تولد تولد تولدم مبارک![]()
امروز تولدمه.یه حسی دارم.یه حس عجیب
می گن آدما روز تولدشون یه حال عجیبی دارن که بقیه روزای سال این حالتو ندارن.
نمی دونم حس خوشحالی یا نگرانی یا .....نمی دونم
قرار نیس اتفاق خاصی تو این روز بیفته ولی هر سال روز تولدم که میشه حس می کنم این روز
متعلق به منه....
به هر حال امروز ۲۲ ساله شدم.
فکر می کنم سنم از خودم داره جلو میزنه.هنوز بچه ام و می خوام بچگی کنم.
هنوز تجربه های زیادی ندارم.
..............
خب مثه اینکه خیلی جدی شدیما! جو منو گرفت اینقدر فلسفی حرف زدم.حالا شما بذارین
به حساب روز تولدم و حس و حالم.
هی میخوام از این دانشگاه چیزی ننویسم مگه میشه
جون آدمو به اینجاش می رسونن ..........نه اینجا...........نه حدودا اینجا
سرماخوردگی و آمپول و تب و لرز
امتحان پشت امتحان
اومدن عموجون و زن عمو جون از سفر حج وسط امتحانات
مهربون شدن دختر عمه ها و شب ساعت ۳ خوابیدن و صبح ساعت ۶ بیدار شدن
و در انتها
انتخاب واحد وسط امتحانات (این دیگه نوبره والا)
دعوا کردن با دو نفر از مسئولین دانشگاه و............
اینا همش در عرض همین هفته اتفاق افتاد
...............
ولی به خیر گذشت...........آخییییییییییییییییییییش
حالا آپ کردن وبلاگ
ـ متهم سابقه دار پس از ۲۰ فقره ! سرقت از منازل دستگیر شد.
تا بیست نشه حساب نشه!
تا بیست نشه درست نشه!
آقا دزده فرمود: شبا که ما بیداریم آقا پلیسه تو خوابه
اون خواب خوش می بینه ما دنبال شکاریم
ادعای بعضی ها : اینا دزد نیستن , نابغه اند ........منتهاش یه ذره دستشون کجه!!!
توصیه های ایمنی : سرقت بی رویه کار خیلی بدیه
هرگز نشه فراموش پلیس داریم نزن جوش!
سوال : چرا پرواز هواپیما ها در کشور تاخیر دارد؟
......چی میگید آقا , باور کنید دیر رسیدن بهتر از اصلا نرسیدنه !
...کلاغ؟ (( پر )) , گنجشک؟ (( پر )) , هواپیما (( پرپر)) !
....... صد بار گفتم , همچی نپر ! ای هاپی جونم جون خودت آبرو نبر ! ای هاپی جونم
..........................................
..............
از اون بالا کفتر میایه ؟
از اونم گنده تر میایه!
رئیس دانشگاه علوم پزشکی یزد خبر داد: مسمومیت 300 دانشجوی دختر
........ دیدید گفتم که دانشگاه ها دیگه مسموم شده اند
همه دیدند که مسئولان بی ربط ! چقدر در می کنند حرفای بی ربط
چقدر حساس بودند بر قضایا ! چه دردهایی کشیدند زین بلایا
- بخورم؟......نخورم؟گشنه می مونم
قدر آش مامی رو حالا می دونم!
.......... هی چرا همچین و همچین , همچین, همچین, همچین , همچین می کنند؟
چون که هنگام جواب آید ,نگاهی وه! چه سنگین می کنند
وسوسه کنکور!
آن موقع که هجده سالمان بود و برای خودمان (( تین ایجر)) بودیم !
خیال می کردیم که در دانشگاه چه خبر است و حتما در آن حلوا خیرات
می کنند و مشتاقان علم و دانش و فن و هنر در آنجا نشسته اند و برای
رسیدن به فرداهای بهتر , یقه شان را چاک میدهند و حاضرند که برای
کسب علم به (( چین)) و حتی به ((ماداگاسکار)) و (( دومنیکن)) و
(( آلاسکا)) سفر کنند !!!!
....................
بعد از اینکه وارد دانشگاه شدیم و عمری را به بالا و پایین رفتن از پله های
آن سپری کردیم و دقایق زیادی را پشت پنجره امور شهریه و مالی
سر پا منتظر ماندیم و آخر هر ترم در حسرت یک نمره ده ناقابل!!!!!!
چقدر خون دل خوردیم و حالا که چند واحدی به پایان درس نمانده , مثل
کسانی که منتظرند دوران محکومیتشان تمام شود! برای تمام شدن
درس ها و واحدها لحظه شماری می کنیم!
در یک نگاه
کنکور و قرص (( اکستازی)) شبیه هم هستند
چون هر دو توهم زایی می کنند!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حقوق مسلم! قسمت (n+3)
(مجلس خواستگاری)
رفیق آقا احسان: قبل از هر چیز باید از اهمیت انرژی های مختلف براتون صحبت کنم!
هیچ می دونین مثلا همین برقی که الان شما دارید هدرش میدید بعد از طی چه مراحلی
ساخته شده!
بهروز: بهتره بریم سر اصل مطلب.
رفیق آقا احسان: آها........و امروزه هر کشوری نیازمند انرژی.......
بهروز: نه عزیزم !منظورم اینه بگی چرا امروز اومدی اینجا؟
رفیق آقا احسان: اومدم خواستگاری! چون گرفتن زن هم یکی از حقوق مسلم هر مردی
است!
بهروز: بابات موافقه این وصلته؟!
رفیق آقا احسان : چطور مگه؟!
بهروز:مگه این سریال (( نرگس )) رو ندیدی؟ به سر اون پسر و دختره چی اومد!
رفیق آقا احسان: آره موافقه.
- پس مبارکه.!!!!!!!!!
اعدام شدن نرگس! سینما ماوراء .قسمت (n+4)
نرگس: یه چیزی بگم ناراحت نمیشی؟!
خواهر احسان: نه عزیزم! بگو.
نرگس: تو کار و زندگی نداری ۲۴ ساعت همش چسبیدی به من؟!بابا ولم کن!...یه کم
هم به فکر شوهر و اون بچه بیچارت باش!
خواهر احسان: حالتو می گیرم! میرم جاتو به شوکت ۳ نشون می دم بیاد تو رو هم
بخوره!
(فردای اون روز)
شوکت ۳: نرگس! بیا بیرون! می خوام بخورمت!
............ : من نمی ذارم!
شوکت ۳: تو کی هستی؟
............. : من روح شقایق هستم!
شوکت ۳: آقای نویسنده ....این چه وضعشه؟! مگه سینمای ماوراست؟! توی قرارداد
ننوشته بودین ممکنه سر و کله روح ها هم پیدا بشه!
نویسنده مطلب: باشه.......مبلغ قرارداد رو دو برابر میکنم.......
این دو تا با هم دعوا می کنن و شوکت ۳ میمیره.
(چند روز بعد)
نرگس: من شوکتو نکشتم...........منو اعدام نکنین...
احسان: نرگس اینقدر جیغ و داد نکن! اینا همش فیلمه! تو رو که راستی راستی
دار نمی زنن! جلوه های ویژه است!
نرگس: چرا دروغ گفتی..........آخ.......نامرد این که طنابش واقعی بود.......وای مردم...
شوکت پولدار میشود!قسمت(n+5).آخرین قسمت.
شوکت واقعی: آخیش........حالم خوب شد.
شوکت به خاطر اینکه نرگس و نسرین مرده اند و دیگر نمی تواند حال آنها را بگیرد به
یک مهد کودک می رود و مدیر آنجا می شود تا از این به بعد بچه های مردم را بزند و
اذیت کند و حال آنها را بگیرد.به همین خاطر مو میکارد و موهایش را رنگ می کند و حتی
یک شناسنامه جعلی به نام (( کلانی)) هم تهیه می کند.
ناگهان متوجه می شود ۶ میلیارد به حسابش واریز شده.......بعد الکی به فرج می گوید
آدم خوبی است و هلوپی پول این (( فرج و کلانی و اسدی )) را بالا میکشد ..............
تا به طور اساسی یک بار دیگر حال بیننده ها گرفته بشود!
پایان
با توجه به استقبال بی نظیر از ۳ ریال نرگس و از آنجا که دل مردم برای گریه کردن و مشاهده
بدبختی به شدت تنگ شده است (!) تصمیم گرفتم ادامه ۳ ریال نرگس را بنویسم............
متعاقبا قول خواهم داد در صورت موافقت صدا و سیما با کلیت نرگس۲ , به کمک یک
شیلنگ آب!!! این پنج قسمت را تبدیل به ۹۰ قسمت بکنم.
شوکت شبیه سازی میشود! قسمت (n+1)
زینگ زینگ...
نسرین: چی شده نرگس؟چه اتفاق بدی افتاده؟! ( توضیح:بالاخره تو ولایت نرگس اینا آیدی
کالر هم اختراع شد)!!!!
نرگس: نسرین از کجا می دونی اتفاق بدی افتاده؟
- این چه سوالیه می پرسی!مگه اتفاق خوبم تو این ۳ ریال می افته؟
- شبیه سازی شد... شبیه سازی شد....
-اون گوساله رو می گی؟
- آره .مگه تو هم خبر داری شوکت رفته خارج از رو خودش ۲ تا شوکت دیگه شبیه سازی کرده!
- نسرین بیهوش می شود....
- نسرین ...نسرین....
شوکت ۲ ایدز می گیرد! قسمت (n+2) وحشتناک +۱۲
شوکت۲:یو ها ها ها ها...من اومدم بخورمتون!( لازم به توضیح است دیدن این صحنه ها
برای کودکان زیر ۱۲ سال ممنوع است)
نسرین:اگه منو بخوری منم به همه می گم رفتی زن سوم گرفتی.
بهروز:سلام بابا...مسواک همرات آوردی؟!!!
شوکت ۲: آخ ....یادم رفت.شما همین جا باشین تا من برم مسواک تهیه کنم..چون طبق
آخرین دستاورد ها بعد از هر وعده غذایی باید مسواک زد!
بهروز: بابا..اگه خیلی گشنه ای میتونم مسواک خودمو بهت قرض بدم! تازه دهان شویه هم دارم!
.................
سپس شوکت۲ نسرین رو خورد و با مسواک بهروز دندوناشو مسواک زد و ایدز گرفت و مرد!
یک خواننده: آقای نویسنده ..مگه بهروز ایدز دشت؟
نویسنده مطلب: خودم هنوز مطمئن نیستم, فعلا مجوز ایدز گرفتن بهروز به دستم نرسیده!
بهروز : آخ جون! حالا دوباره میرم خارج تا با آرزو ازدواج کنم!
بهار: نه بابا........اول باید منو شوهر بدی!!!!!!!!!!!!!!!!!
بهروز: اما دخترم تو که هنوز ۷ سالت هم نشده!!
بهار: من به این حرفا کاری ندارم!!.........می بینی که رشدم خوبه!مگه یادت رفته من ۳ ساله
به دنیا اومدم!
بهروز: حالا تو رو به کی بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
............................
( تا اینجای داستانو داشته باشین....تا پست بعدی ..........)
( از راست به چپ )
--- به این میگن دروازه بان؟ ![]()
--- آخرش این نوازی رو می کشم ! ![]()
--- حیف این همه انرژی که الکی هدر دادم. ![]()
--- ای خدا.........حالا چیجوری تو روی قرمز های محل نیگا ه کنم ؟ ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گداهای هواپیما سوار !
گفت:مدیر کل بهزیستی استان تهران گفته است برخی از گداهای تهران با
هواپیما از شهرستان محل سکونت خود به تهران می آیند و بعد از چند روز
دوباره با هواپیما بر می گردند.
گفتم:از قدیم و ندیم گفته اند (( گدایی کن تا محتاج خلق نباشی)) !
گفت: یعنی گدایی این همه درآمد دارد که حالا دیگر گداها با هواپیما به
محل کار خود می روند !
گفتم: ای آقا !... چند سال پیش استاد علوم اجتماعی یکی از دانشگاه ها
به دانشجویان خود گفت برای چند روز لباس چندر و پندر بپوشند و گدایی کنند
تا از این طبقه اطلاعات دقیقی کسب کنند.
بعد از چند روز تعدادی از آنها دیگر بر نگشتند و پیغام دادند که همین شغل
خیلی پردرآمدتر است , مگر عقلمان را از دست دادیم که با هزار زحمت
فارغ التحصیل شویم و بعد دنبال کار بگردیم ؟
آبی......سبز.......بنفش...........
صورتی.......قرمز....
ر زد........نارنجی...
مشکی.................
نه.....
هیج رنگی به قهوه ای چشماش نمی رسه...!!!
آخر ترانه منفی !
خون آشام
می خوام که با کشتن تو خودم رو آسوده کنم
دستای مهربونمو به خونت آلوده کنم
می خوام کبودت بکنم با سیم لخت آهنی
اینه سزای کار تو ای تیره بخت ناتنی
عکس قشنگ تو و من رو صفحه های نشریه
می گن که من قاتلتم این خودش افتخاریه
می خوام که دفنت بکنم تو چاله میدونا عزیز
بخوای نخوای می کشمت بسه دیگه اشکی نریز
خوب می شه با شکنجه ها مرگو تمنا بکنی
تشنه خونتم بدون هر چقدر دعا کنی
خون تو قسمت منه خورد و خمیرت میکنم
آخر نفرتم دیگه طفلی اسیرت میکنم
وقتی تموم شه کشتنم خودم می یام کنار تو
اسم منم رو قبرته بودم یه روزی یار تو
آرش توفیقی
بابا این دیگه آخر نفرته
یه پیشنهاد واسه آرش دارم.....میگم یه تماس با محسن چاوشی بگیر
البته حامد هاکان هم هست..
روحیاتتون به هم شباهت داره کار خوبی از آب در می یاد!
تا حالا شده کسی جلوی شما بد غذا بخوره و حال شما رو به هم بزنه و اصلا هم
به روی مبارک نیاره؟ وای که دل و روده ی آدمو میریزه به هم. ![]()
......................................
چند روز پیش به اتفاق خانواده خونه ی یکی از اقوام بودیم و از اونجایی که چند سالی میشد که
طرفو ندیده بودیم و خیلی هم رودربایسی داشتیم کلی به خودمون رسیده بودیم و آب شونه کرده
بودیم و شیشه ی عطر و ادکلنی که رو خودمون خالی کرده بودیم و لباس پلو خوری پوشیده ![]()
بودیم و به حساب خودمون کلی کلاس گذاشته بودیم .ولی چششتون روز بد نبینه که ...............
به ظاهر همگی افراد موجهی بودن. ولی در این بین یه بچه ی پونزده شونزده ساله بود
که یه چیز دیگه بود..!!! واقعا یه چیز دیگه بود.( به علت برخی مسائل امنیتی از ذکر دختر/پسر
بودن فرد خودداری میشود)
ما که نمی دونستیم آخر شب کارمون به بیمارستان میکشه و از شدت تهوع چند تا سرم
بهمون وصل میشه(اینجاش رو جدی نگیرید) نشستیم.
از همون اول از چایی خوردن این موجود باید می فهمیدیم چه خبره! هورت کشیدن چایی یه
طرف ...مشت مشت قند خوردن و کرت کرت کردن (منظور همان صدای ناهنجار جویدن قند است)
یه طرف! انگاری عهد بسته بود نصف قندونو خالی کنه
..........................
شام خوردنشو که دیگه نگو .گلاب به روتون داشتم بالا می آوردم.
بعد از اینکه کلی خورش رو روی پلو ریخت سالاد و ترشی و ماست رو هم بهش اضافه کرد
و به هم زد و خلاصه یه معجون درست و حسابی درست کرد.از خوردنش که نگو چنگال کاره ای
نبود. ![]()
تند تند قاشق رو فرو می برد تو اون معجون و در حالی به طرف دهنش می برد که وسط راه نصف
قاشق خالی میشد.با یه دست قاشقو فرو می برد تو دهنش و با دست دیگه پیاز درسته رو
گاز میزد! گاهی هم که دستش آزاد میشد یه مشت سبزی هم توی اون (( غار)) می چپوند!
فکر نکنم نفس میکشید...فقط هرازگاهی به خاطر پیاز همراه با یه نفس عمیق آب بینی شو
بالا میکشید!!!!!!
هرازگاهی هم دستاشو با فرش تمییز میکرد.لیوان نوشابه رو که دیگه نگین ...پر از جلبک بود!
در این بین اگر وقت پیدا میکرد با همون دهن پر در مورد تمام مسائل اقتصادی سیاسی اجتماعی
هم اظهار نظر میکرد.
.....................
عجب صحنه ای بود . خلاصه ما که از دیدن این منظره ی تهوع آور حسابی سیر شده بودیم
کنار رفتیم .باور کنید تا چند روز نمی تونستیم غذا بخوریم.باید بودین و می دیدین.............
جاتون خالی
~~~ چند کارت پستال زیبا برای شما ~~~





امیدوارم لذت برده باشین..............................................و نظر یادتون نره.
حواشی بازی ایران و پرتقال
( بفرمایید آب پرتقال!)
* صدای فردوسی پور قطع و وصل می شود و طرفداران بنیامین را حسابی خوشحال میکند!
* در خبر ها اعلام شد که بازی ایران و پرتقال جذاب ترین بازی برای مردم امریکا بود دقیقا برعکس
این ور آب!
* حسین کعبی با یک حرکت رزمی فک فیگو را می آورد پایین و روح مرحوم بروس لی را شاد میکند!
* ضربه ی پای رونالدو از کنار دروازه به بیرون می رود و قلب ما دوباره بر می گردد سر جای قبلیش!
* بابا یکی جلوی این کعبی را بگیرد دارد کم کم تمام بازیکنان پرتقال را از وسط نصف میکند!
* علی کریمی تنها بازیکن ایران هست که در زمین پرتقال حضور دارد بقیه هم یحتمل روح شان
اون جا تشریف داره!
* بچه ها کم کم دارند خودشان را پیدا میکنند از یابنده کمال تشکر را داریم!
* بعد از ده دقیقه توپ به پای علی کریمی می خورد.شما میدانید چرا آقای توپ با کریمی ما قهر
کرده است!
* دکو با یک شوت زیبا دروازه ایران را باز میکند.جناب میرزا پور هم توپ را با چشمانش همراهی
میکند تا یک وقت خدای نکرده وسط راه گم نشود!
* خطیبی ... زندی...و بختیاری زاده هم به بازی آمدند تا بعدا احساس نخود سیاهی بهشان دست
ندهد. ما بقی بازیکنان ذخیره هم از بس روی نیمکت نشستند به کل کپک زدند!
* کعبی نفس رونالدو را در آورده . اگر ما این کعبی را نداشتیم چی می شد ؟ حمییییییییید.........!؟؟
شب امتحان
شب ملخ.شب ظلمانی یلدا.شبی که اتفاقا خیلی زود صبح میشود.شب سوانح و سوختگی و ناکجا
آباد.شبی که نسکافه و قهوه از والیوم ۱۰ هم خواب آورتر میشوند.شب چشم های پف کرده و دهانهای
کف کرده.شب رقص و پایکوبی کلمات و جزوه و کتاب بر روی سلسله اعصاب محیطی و مرکزی.
نمره
تبلور میزان دانش و مهارت و دودره بازی.بهانه ای همیشگی برای اعتراض.وسیله ای که استاد با آن
چه ها که نمیکند!عاملی که دانشجو برای بدست اوردن آن علاوه بر خر زدن اعمال دیگری را هم باید
انجام دهد که قلم در وصف آن قاصر است!
تقلب
یک سری اعمال ننگین که در صورت با عرضه بودن و این کاره بودن شخص امتحان دهنده آخر-عاقبت
خوش و خرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو که با توجه به درجه درایت و تیزی استاد و مراقبان میتواند
نوع هلویش از نوع هسته دار و خاردار تا آب هلو با طعم موز و عشق و حال متغییر باشد.یک نوع
وسیله درس پاس کن نامشروع.
استاد
منبع علم.ژنراتور دانش.نیروگاه انسانیت.تبلور دانایی.کوه توانایی.مایه افتخار ما.عامل انفجار ما.
بابا تو دیگه کی هستی! بهترین موجود عالم.خود صفا. اند وفا.دارنده ی انواع و اقسام شفا... ضد
جفا.یاریگر ضعفا.معلم الخلفا...( دانشجویان محترم! اگر این بخش آخر کمی بوی جوراب میدهد
باور کنید به صلاح خودتان است.تاریخ نشان میدهد به دست آوردن دل اساتید بالاخره روزی نتیجه
میدهد.آی نتیجه می دهد ............!
این شعریو که واستون گذاشتم رو یه آقا پسر دانشجو گفته که توی مجله چاپ شده بود .
راستش وقتی این شعرو خوندم هم خوشم اومد , و.................هم خیلی واسه
بعضی از دختر خانوما متاسف شدم............................
این شعرو بخونید و لذت ببرید و به نکات اخلاقیشم دقت کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
عرض ادب دارم و عرض سلام به خدمت بچه های با مرام
می خوام یه قصه ای بگم براتون امیدوارم درد نگیره سراتون
من پسری خوش تیپ و خوش زبونم همین چیزا شده بلای جونم
جنس مخالف متاسفانه با عقل و منطق نداره میانه
بدون فکر کار میکنه زبونش نداره عقل و در عذابه جونش
خوش تیپیه ملاک انتخابش دلیل عشق بی حد و حسابش
هر کی قشنگه یا که مایه داره همسر از آسمون براش می باره
خلاصه زحمتت ندم یک کلام دخترا آسایش نذاشتن برام
زور زورکی جزوه میدن به دستم توش مینویسن:عاشق تو هستم
به کی بگم من تلفن نمی دم! به اون کسی که تا به حال ندیدم
زنگ می زدین با لحن پر شرارت می گفتین از یه عشق پر حرارت
ز گرمی عشق شماها سوختم! ذله شدم موبایلمو فروختم!
اما شما زنگ میزدین خونمون بسه دیگه به لب رسید جونمون
دنبالمین تو خونه و دانشگاه تو راهرو ها یا توی آزمایشگاه
میخواین سر حرفو یه جور واکنین تا که یه جوری منو اغوا کنین!
بسه دیگه میخوام تنها بمونم من نمیخوام از شماها بدونم
برو کنار خانوم بذار باد بیاد نطق نکش صدای استاد بیاد
آی شما همکلاسی محترم نامحرمی زشته نزن تو سرم!
من با جنابعالی شوخی نداشتم یا که قرار ازدواج نذاشتم
میخوام با بچه ها برم به ورزش هی زنگ نزن من نمی یام به گردش
دختر خوب و قهرمان نمی خوام سوسن و یاس و ارمغان نمی خوام !
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
روابط موجود در دانشگاه های ما
روابط دانشجو با استاد
دانشجو دختر است و استاد مرد:
۱- دانشجو خودشیرینی می کند به هدف نمره .
۲-دانشجو خودشیرینی می کند به هدف استاد.
معمولا در دو حالت فوق دانشجو به هدف خود می رسد!
دانشجو پسر است و استاد مرد:
۱-دانشجو و استاد چشم دیدن همدیگر را ندارند.
۲-دانشجو و استاد خیلی با هم رفیق می شوند به طوری که شوخی های
انان را نمی توان به قلم اورد!
معمولا در هیچ کدام از حالات فوق هیچ کدام از طرفین هدفی را دنبال نمیکنند!
استاد زن است و دانشجویان دختر یا پسر:
استاد بنده خدا کار خودش را میکند و دانشجوها برای خودشان آتیش میسوزانند! ![]()
روابط کارمندان با دانشجو و بالعکس
معمولا هنگام امتحانات و گرفتن تقلب ها رسمیت پیدا میکنند.گاهی اوقات
هم بعضی ها موش می دوانند!!!!
روابط دانشجو با دانشجو
پسر با پسر: استغفرالله !
دختر با دختر:خدا اون روز رو نیاره!
پسر با دختر: آها... رسیدیم سر اصل مطلب ![]()
۱-روابط در حد نگاه......نهایت رابطه:آمارگیری!
۲-روابط در حد سلام و علیک....نهایت رابطه:احوال پرسی!
۳-روابط در حد جزوه دادن و جزوه گرفتن....نهایت رابطه:کپی جزوه ها!
۴-روابط در حد درس خواندن های دست جمعی...نهایت رابطه:اضافه
شدن به جمع مرغ عشق های عالم! ![]()
۵-روابط در حد مرغ عشق...نهایت رابطه:چی بگم والا!!!!!! ![]()
(( فرم تایید صلاحیت دانشگاه آزاد اسلامی))
نام...................... نام خانوادگی.........................
سال تولد.................. نام پدر..................................
نام جد کبیر..................... نام جد صغیر............................
نام نوه عمه پسر خاله............. نام پسر عموی همسایه پشتی.....................
نام جد جد مادری........... نام دختر/پسر همسایه....... (در صورت عدم پر نمودن این قسمت فرم باطل است)
نوع مدرک................... قیافه روی مدرک: زشت.......... خوشگل........
سال شروع پیش دبستان.....۱۳ (تبصره:چنانچه از کلاس اول رفتید مدرسه اشکالی نداره)
نام کلیه مربیان مهد کودک تا دبستان : ۱-............جون ۲-.......جون (مثال:شکوفه جون)
اگر حیوان خانگی دارید چه رنگی است؟............. (تبصره:از کلمه سرخ به جای قرمز میتوانید استفاده کنید)
شما چند تا چشم دارید؟...........
دماغ شما چه شکلی است؟ قبل از عمل............ بعد از عمل..................
پول عمل چقدر شده؟..........
اگر خیلی دماغتون خوشگل شده شماره تلفن دکترتون رو بنویسید؟..........................
آیا اقرار میکنید دانشگاه آزاد خیلی باحاله؟ بلی.... خیر..... اصلا....(چنانچه گزینه ای غیر از بله انتخاب شود
قبولی شما کان لم یکن تلقی خواهد شد)
آیا شما عباس را میشناسید؟ ......... چند وقت است؟.....................
عبد الله را چطور؟...........................
اگر باباتون خر پوله زودتر بگین ما تکلیف خودمون رو بدونیم؟...............
باباهه چقدر حاضره مایه تیله بذاره وسط؟ ۲تا۴ میلیون.... ۶تا ۱۲ میلیون..... ۸تا ۱۰ بیلیون....
آیا قول میدهید که در انتخابات به آقای جاسبی رای بدهید؟بلی....خیر.... (چنانچه گزینه بله را انتخاب کنید
روی سر ما جای داریدوگر نه....)
اینجانب-------------اقرار میکنم , قسم میخورم,به جون مامانم من هر شب مسواک میزنم و این
فرم را به تنهایی پر کردم. امضا: اثر انگشت شصت پای راست
اثر نوک دماغ
خسته
با ر و ن
بها ر
ز ندگی د و با ر ه
من...
ا شک
بغض
تنها
نا ا مید
خیا بو ن خلو ت
خیس و نمنا ک
و یک صد ا ی آ شنا از پشت سر
تو...
نگا ه
لبخند
و این ز یبا تر ین لحظه ی ز ند گی ا م خو ا هد بو د ...!!!
L
همیشه بهاری باشید
عید تو ن مبا ر ک ![]()
![]()
مصاحبه ی جنجالی با (( برانکو ایوانکوویچ ))......
آقای برانکو ! عید کجایی؟
برانکو: از انجایی که ما ایرانی ها رسم و رسوم خاص خودمان را داریم عید باید حتما
در ایران باشم و به اقوام و دوستان سر بزنم.
مگر اقوام شما در ایران هستند؟
برانکو: بله..جدای از برادرم زلاتکو قرار است پسرم و آن یکی عمویش هم به ایران بیایند
با توجه به اینکه با روند موجود هیچ بعید نیست در آینده ای نزدیک تعداد کرواتها در
ایران بیشتر از تعداد خود ایرانی ها شود.
دیگه داداش ندارید به ایران بیاورید؟
برانکو: داداش هر چی داشتم آوردم.اما بد نیست بدانید هم پسر خودم و هم پسر برادرم
فوتبالیست های حرفه ای هستند.
این امکان وجود دارد که پسر شما تابعییت ایرانی بگیرد و مثلا در تیم ملی کنار
( فریدون زندی) بازی کند؟
برانکو: بله. چرا که نه.اینطوری اقوام و دوستان چلنگر هم بیکار نمی مانند
شما چهار شنبه سوری چی کار میکنید؟
برانکو:(من و چلنگر) از روی اتش می پریم..البته ما مراسم دیگری هم داریم مثلا نارنجک
دستی پرتاب میکنیم و با چلنگر میرویم جردن گردی....
آقای برانکو! عید نوروز به کدام شهر ها میروید؟
برانکو: اصفهان شیراز نوشهر بومهن رودهن چالوس رامسر بابلسر....واگر وقت کنم زاگرب!
یهو بگو همه جای ایران سرای من است؟
برانکو: خب عزیز من اگه نبود که ۵ سال اینجا نمی ماندم
نظر همشهریان سابقت ( در کرواسی) در مورد ایران چیست؟
برانکو: به ایران میگویند: کشور برانکو اینا....!
به عنوان آخرین سوال چند دروغ سیزده بگویید؟
برانکو: ۱-علی دایی بعد از جام جهانی از تیم ملی خداحافظی میکند.
۲- من به همه دروازه بانهای ایرانی بها میدهم.
۳-من فولاد را دوست ندارم. ![]()
![]()
![]()
من که تا حالا نمیدونستم ایرونی ها این همه اختراع و اکتشاف
به ثبت رسوندن!
![]()
وگرنه زودتر از اینا یه خارجی پیدا میکردم و کلی واسش کلاس میذاشتم
که , آره بابا ..ما اینییییییییییییییم..![]()
*هیچ میدونستین اولین مردمانی که حیوانات خانگی رو تربیت کردن و از اونا
استفاده کردن ایرانیان بودن!
* اولین مردمانی که آتش را در جهان کشف کردن ایرانیان بودن!
* اولین مردمانی که کشاورزی را جهت کاشت و برداشت کشف کردن ایرانیان بودن!
*اولین مردمانی که نخ را کشف کردن و موفق به ریسیدن ان شدن ایرانیان بودن!
* اولین مردمانی که عطر را برای خوشبو شدن بدن ساختند ایرانیان بودن!
* اولین مردمانی که کشتی یا زورق را ساختند ایرانیان بودند به فرمان یکی از پادشاهان زن ایرانی!
* اولین ارتش سواره نظام توسط سام ایرانی اختراع شد با ۱۱۵ سرباز!
* اولین مردمانی که حروف الفبا را در ۷۰۰۰ سال پیش ساختند ایرانیان بودن!
* اولین مردمانی که شیشه و زغال سنگ را کشف کردند ایرانیان بودن!
* اولین مردمانی که به کرویت زمین پی بردن ایرانیان بودن!
* اولین مردمانی که قاره ی امریکا را کشف کردن ایرانی بودن!
* و ....
حالا هی بگین ما هیچ کاری نکردیم...
باید بگیم اگه ما نبودیم دنیا چیکار میکرد؟
حتما یکی دیگه اختراع میکرد![]()
![]()
![]()
نگو بار گران بودیم و رفتیم ..................نگو نا مهربان بودیم و رفتیم
نگو , اینها دلیل محکمی نیست...
بگو با دیگران
بودیم و رفتیم ..........

واقعا که این انتخاب واحد اینترنتی هم دردسر بزرگی است
برای جمیع بشریت.
مثلا این سیستم برای رفاه حال دانشجویان عزیز و محترم! راه اندازی شده..
ولی واسه ما که تا حالا رفاهی در بر نداشته, همش حرص و جوش بوده تا حالا.
...................................
از چند روز قبل کد درسا رو میزنن رو برد, حالا بماند که اون قدر ریزه
که با قویترین میکروسکوپ جهان هم نمیشه اونا رو خوند و تا
چند بار خودت اونارو با نوشته هات تطبیق ندی به چشات اعتماد نمیکنی...ولی
تازه بدبختی از اینجا به بعد شروع میشه!!!!!!!!!!!
زمانی که (( واسه اولین بار)) ! مثه یه بچه ی خوب و درسخون همه ی برنامه ریزی هاتو
کردی و واسه روز انتخاب واحد لحظه شماری میکنی تا به امید خدا هر چه
زودتر یه نفس راحت بکشی! و به خودتم خیلی مطمئنی که همه ی درسارو بدون هیچ مشکلی
انتخاب میکنی و با غرور و افتخار پشت سیستمت میشینی
تازه میبینی بله.........!!!!!!!!!!!!
این تکنولوژی پیشرفته تحت هیچ شرایطی به شما جواب نمیدهد..
حالا شما بگید آ دم تو این شرایط چی کار باید بکنه؟
یه روز سرد پاییز کنار من نشستی!
گفتی دلت گرفته و خیلی وقته شکستی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گفتی باید برم من..غریبی خیلی سخته
جون دادن بیخوده..مردن یک درخته
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گفتی نداری اصلا حتی یه روز تحمل
برنمی گردی دیگه..نمیشی تو پشیمون
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گفتم اگه بری تو تنها میشم می میرم
گفتی برام مهم نیس..من دیگه باید برم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
رفتی ولی میدونم امروز شدی پشیمون
خوش میگذره عزیزم تو ظلمت اون زندون؟؟؟
L
۱) تا میتونی توی لیست IDهای زیادی رو add کن که بگن بابا طرف خودش
خدای اینترنته.![]()
۲) تا اون جا که میتونی دیگران رو با تهدیدهایی چون هکت میکنم یا ایگنور
میشی اذیت کن حتی اگر هکر نداشته باشی و اصلا بلد نباشی..خوب
اینم خودش یه پا کلاسه.![]()
۳) سعی کن حداقل ۱۵-۱۰ تا ID داشته باشی و موقع ساختنشون حتما
از علامتهای خفن و چیزای عجیب غریب استفاده کن تا بگن " بابا تو دیگه
کی هستی"![]()
۴)در آخر واسه کلاس بیشتر همیشه ON باش آنوقت است که میره توی
کتاب معروف "بیل گیتس" واسه پرداخت قبض تلفنتون که سر به فلک کشیده.![]()
![]()
![]()
همه دلتنگی ام رو کرده باز امشب
نه خوابی و نه رویایی
نه احساسی که بر من آورد روحی بهاری را
فقط تاریکی و ظلمت گرفته تار و پودم را
دلم تنگ است باز امشب
زمستان است و این سردی فسرده روح و جانم را
دوباره باز کرده زخم کهنه بر دل بی خانمانم را
آری دلم تنگ است باز امشب برای تو
L
تا وقتی که مریض نشی کسی واست گل نمیاره!![]()
تا فریاد نزنی کسی به طرفت بر نمی گرده!!!!!!
تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه!![]()
تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد...وتا وقتی
که نمیری کسی تو رو نمی بخشه!!!!![]()
۱-ورقهای جزوه ی ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس
کنین رو قاطی پاطی بذارین ,یا به هم بزنین پس بدین.
۲-توی ظرفهای آجیل مهموناتون فقط پسته و فندقهای دهان بسته بذارین.
۳-موقع عکس رسمی انداختن واسه هر کس جلوتونه شاخ بذارین.
۴-با پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره ی تلفن پیتزافروشی روبروییش
که اونطرف خیابونه رو بپرسین.
۵-بادکنک بچه ها رو بترکونین.
۶-شمع های کیک تولد دیگران رو فوت کنین.
۷-وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونا ببرین.
۸-بوتیک چی رو وادار کنین شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهناشو باز کنه
وبعد بگین هیچ کدوم جالب نیس و سریع خارج شین.
و از همه مهمتر:
کلید آپارتمان طبقه ی سیزدهم رو تو ماشینتون جا بذارین و وقتی به در
آپارتمان رسیدین یادتون بیاد!(البته این راه هم جنبه هایی از مازوخیسم در بر داره)
ولی اگه افتخار دادین خوندینش..نظرتونو بگید.
درون دل چه آشوب است ...
این آتشکده کی می شود خاموش
مگر آیا نمیگفتند : جدایی می کند دلهای ما را سرد
زمان حل میکند هر چه غم بنشسته بر دل را
چرا؟
چرا یس این دل بی خانمان من نمی خواهد شود خاموش
ندارم هیچ امیدی بر این شبها
ولی تا کی..بگو تا کی سراب و وحشت و حسرت؟
نا امیدی درونم را دوایی نیست
L


